ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

180

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

بن تكش به نيابت از سوى برادر خود خوارزمشاه محمد بن تكش فرمان مىراند . پسر حسام الدين اردشير از آنچه برادر بزرگش بر سرش آورده بود شكايت كرد و از او خواست كه به ياريش برخيزد . على شاه از برادر اجازت خواست و در سال 603 همراه او به مازندران رفت . در اين روزها برادر بزرگ مرده بود و برادر كوچكتر به جاى او نشسته بود . على شاه با پسر حسام الدين در سراسر مازندران دست به آشوب و غارت و كشتار زد . برادر كوچكتر اكنون فرمانرواى مازندران بود اموال و ذخاير را برگرفت و به قلعهء كورا پناه برد . مهاجمان پس از آنكه به شهرهاى بزرگ مازندران چون سارى و آمل دست يافتند و به نام خوارزمشاه خطبه خواندند ، على شاه به جرجان باز گرديد و پسر حسام الدين اردشير را كه به دادخواهى نزد او آمده بودند به امارت مازندران گماشت و برادرش همچنان در قلعهء كورا بود . استيلاى محمد خوارزمشاه بر ما وراء النهر و قتال او با ختا و اسارت او و نجات يافتنش گفتيم كه چگونه ختا از آن زمان كه سنجر بن ملكشاه را از ما وراء النهر رانده بودند بر آن سرزمين غلبه يافته بودند . اينان مردمى بودند كه در چادرهايى كه آن را خرگاه مىناميدند مىزيستند و همچنان بر دين مجوس بودند و در نواحى اوزگند و بلاساغون و كاشغر زندگى مىكردند . سلاطين سمرقند و بخارا از ملوك خانيه بودند و در اسلام و پادشاهى داراى سابقه‌اى ممتد . آنان را خان خانان [ 1 ] مىگفتند يعنى سلطان السلاطين . در اين اوان ختاييان بر بلاد مسلمانان در ما وراء النهر باژ و ساو نهاده بودند و پيوسته دست به قتل و غارت مىزدند . اين امر بر سلطان بخارا نصرة الدين عثمان خان گران آمد . نزد خوارزمشاه رسولى فرستاد و از ستم ختا شكايت كرد و گفت : اگر به جنگ ايشان روى با تو همداستان شويم و آنچه به آنان مىدهيم به تو خواهيم داد و خطبه و سكه به نام تو خواهد بود . بزرگان بخارا و سمرقند نيز پيامهايى چنين دادند و پيمانها نهادند و نزد او گروگانها فرستادند . محمد خوارزمشاه نيز بسيج نبرد كرد و برادر خود على شاه را امارت طبرستان و جرجان داد و امير كزلك خان را كه از خويشاوندان مادرى و اعيان دولت او بود امارت نيشابور داد و لشكرى نيز با او همراه كرد . همچنين قلعهء زوزن را به امين الدين يا تاج الدين ابو بكر سپرد . اين امين الدين يا تاج الدين مردى ساربان بود و روى در ترقى نهاد تا به فرمانروايى كرمان رسيد . خوارزمشاه حكومت شهر جام را به امير جلدك داد و حسين بن خرميل را به هرات گماشت با هزار جنگجو و در سرخس و مرو نيز نايبانى معين كرد و با غياث الدين محمود به آنچه از بلاد غور و گرمسير [ 2 ] در دست داشت مصالحه نمود آنگاه لشكر گرد آورد و به خوارزم رفت و از آنجا بسيج نبرد نمود و از جيحون

--> [ ( 1 ) ] متن : خان خاقان . [ ( 2 ) ] متن : كرمسين .